پرستار پيشتاز خدمت در عرصه سلامت
در اتاقك و محفظه سخت جمجمه، 1/400 گرم بافت مغزي، ml 75 خون و ml 75 مايع مغزي نخاعي جاي مي گيرد. حجم و فشار اين سه تركيب ICP را به وجود مي آورد كه بطور طبيعي بين 20-10 ميلي متر جيوه است. فرضيه مونرو: هرگاه در يكي از تركيبات بالا افزايشي ايجاد شود، به علت محدوديت اتاقك مغزي، مكانيسم جبراني با تغيير مكان يا جا بجايي CSF يا كاهش خون مغزي ديده مي شود. با بروز تغييراتي در فشار داخل قفسه سينه مثل سرفه، زور زدن، عطسه، وضعيت خاص بدن، فشار خون و نوسانات گاز هاي خوني تغييراتي جزئي در حجم خون و CSF روي مي دهد كه طبيعي در نظر گرفته مي شود. ICP به طور شايع با آسيب ديدگي سر به وجود مي آيد. ولي در بيماري هايي نظير تومور هاي مغزي، خونريزي زير عنكبوتيه و انسفالو پاتي هاي ويروسي توكسيك نيز ديده مي شود. افزايش ICP به نحو چشمگيري سبب كاهش جريان خون مغز و در نتيجه ايسكمي مي گردد كه مي تواند باعث كند شدن ريت قلبي و نامنظم شدن ريت تنفسي شود. تجمع CO2 در خون و مغز نيز موجب تغيير جريان خون مغزي مي شود. بالا رفتن فشار نسبي CO2 اتساع عروق را به دنبال دارد كه به نوبه خود منجر به افزايش جريان خون مغزي و افزايش ICP مي شود. ادم مغزي زماني بوجود مي آيد كه ميزان آب در فضاي داخلي سلولي يا هر دو به طور غير طبيعي افزايش يابد. مكانيسمهاي جبراني در هنگام افزايش ICP : 1- اتورگولاسيون يا توانايي مغز در تغيير قطر عروق خوني. اما اگر ICP با فشار شريان اصلي برابر شود جريان خون مغزي متوقف خواهد شد و بيمار با فشار پرفيوژن مغزي كمتر از mm Hg 50 دچار آسيب غير قابل برگشت عصبي خواهد شد. 2- رفلكس كوشينگ: در مواقع كاهش شديد جريان خون مغزي و با بروز ايسكمي مراكز وازوموتور در تلاش براي غلبه بر ICP فشار شرياني را بالا مي برند كه به واسطه سيستم سمپاتيك ايجاد مي گردد و موجب افزايش فشار خون، فشار نبض بالا و كند شدن ضربان قلب مي گردد و در درمان سريع با پرفيوژن قابل اصلاح است. زماني كه ديگر مغز قادر به اتورگولاسيون نباشد ايسكمي و انفار كتوس به وجود مي آيد و وضعيت ذهني و علائم حياتي تغيير كرده و علائم ترياد كوشينگ ديده مي شود. در اين صورت كاهش ضربان قلب و افزايش فشار نبض، تغييرات تنفسي و در نهايت فتق ساقه مغز ديده مي شود. اولين علامت در صورت ICP بالا كاهش سطح هوشياري (LOC ) است. آرام صحبت كردن و تآخير در پاسخگويي به سؤالات كلامي علائم بعدي هستند. بيقراري، گيجي و افزايش خواب ديده شده و بيمار دچار استوپور مي شود. يعني به زمان و مكان آگاهي ندارد. ولي به درد و محرك هاي شنوايي با صداي بلند پاسخ مي دهد. از انجام Lp در بيماراني كه ICP دارند خودداري مي شود چون كاهش فشار ناگهاني سبب بيرون زدگي مغز ميگردد. عوارض ICP: بيرون زدگي ساقه مغز، ديابت بيمزه، سندرم ترشح نامناسب هورمون ضد ادراري SIADH مي باشد. ديابت بي مزه در اثر كاهش ترشح هورمون آنتي ديورتيك پديد مي آيد كه برون ده ادراري بالا رفته و منجر به هايپراسمولاريته مي گردد. درمان شامل مصرف مايعات و جايگزين كردن الكتروليتها و وازوپرسين يا دسموپرسين است. اما SIADH در نتيجه افزايش هورمون آنتي ديورتيك بوجود مي آيد. بيمار بيش از حد مايعات مصرف ميكند اما برون ده ندارد و سديم سرم كاهش مي يابد كه براي درمان مصرف مايعات را كم كرده و كربنات ليتيوم يا دمكلوسايكلين مي دهند. درمان ICP: سوند گذاري داخل بطني يا ونتريكو لوستومي و درناژ مداوم مايع بطني با كنترل دقيق فشار، روشي مؤثر براي درمان هيپرتانسيون داخل جمجمه اي است. عوارض سوند گذاري شامل عفونت بطني، مننژيت، كلاپس بطني، انسداد سوند توسط خون يا بافت مغزي مي باشند.
| Design By : Pichak |
